می دانم هنر با سلیقه پیوند محکمی خورده است تا آنجا که کسی ممکن است از شعری یا داستانی یا آهنگ و ترانه ای یا فیلمی یا نمایشنامه ای یا پیکره ای یا یک نقاشی خوشش بیاید و کس دیگری از آن خوشش نیاید و یا اثر دیگری را ترجیح بدهد. این را ذوق و سلیقه و روحیات و خاطرات و عوامل اثر گذار مختلف هر کس تعیین می کند که از چه اثری خوشش بیاید و از چه اثری خوشش نیاید.

فردا دوازدهم بهمن و آغاز دهه به یاد ماندنی و تاریخی فجر است و سالگشت ورود امامی است که با آمدنش به میهن ٬ همه خوبیها را برایمان به ارمغان آورد و به ما یاد داد که می توان و باید با محوریت دین زندگی کرد و برای چیزهای با ارزش قیام و مبارزه کرد و در این راه از ملامت هیچ ملامتگری نهراسید و میدان را خالی نکرد.

من شخصا در میان شعرهای متفاوتی که برای امام امت سروده اند ٬ شعر «کرامات نورانی» زنده یاد سید حسن حسینی را با فاصله بسیار زیاد بیش از دیگر آثار می پسندم. البته برای ارتحال امام ٬ شعری از یوسفعلی میر شکاک به نظر من بی نظیر است .

در هر صورت ٬ به مناسبت ورود پر برکت امام به میهن اسلامی ٬ این شعر زیبا را تقدیم دوستان عزیز و خوانندگان خوب این وبلاگ می کنم . البته اگر دوستان شعرهای خوب دیگری را در نظر داشتند خوشحال می شوم که کامنت بگذارند و من و دیگران هم از خواندن آن لذت ببریم .

و حالا شعر سید:

هلا ! روز و شب فانی چشم تو
دلم شد چراغانی چشم تو
به مهمان شراب عطش می دهد
شگفت است مهمانی چشم تو
بنا را بر اصل خماری نهاد
ز روز ازل بانی چشم تو
پر از مثنوی های رندانه است
شب شعر عرفانی چشم تو
تویی قطب روحانی جان من
منم سالک فانی چشم تو
دلم نیمه شب ها قدم می زند
در آفاق بارانی چشم تو
شفا می دهد آشکارا به دل
اشارت پنهانی چشم تو
هلا توشه راه دریا دلان!
مفاهیم طوفانی چشم تو
مرا جذب آیین آیینه کرد
کرامات نورانی چشم تو
از این پس مرید نگاه توام
به آیات قرآنی چشم تو

چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٥ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()